اشتباهات من در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی، شما این اشتباهات را مرتکب نشوید

اشتباهات من در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی، شما این اشتباهات را مرتکب نشوید

این مطلب از زبان شبیر نورالدین نوشته شده است.

فعالیت در دنیای کسب‌وکار اینترنتی و فروشگاه‌های اینترنتی از بزرگترین و لذت‌بخش ترین تجربیات من بوده است، تجربیاتی که من از راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی به دست آورده ام به سختی در دوره‌‌های راه‌اندازی کسب‌وکار حتی دوره‌هایی مانند MBA یافت می‌شوند.

درس‌هایی که آموخته‌ام همگی حاصل اشتباهاتی است که مرتکب شده‌ام. هر اشتباه من برای شما یک نکته آموزنده دارد که به شما کمک می‌کند بهتر عمل کنید و این اشتباهات را مرتکب نشوید.

در این مطلب بخشی از اشتباهاتی را که در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی مرتکب شده‌ام با شما به اشتراک می‌گذارم تا با دوری از این اشتباهات به کسب‌وکار خود کمک کنید.

 

اشتباه اول : از اهمیت ریاضیات در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی غافل شدم

اگر از یک کارآفرین بپرسید که مهمترین و الزامی‌ترین مهارت در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی چیست، قطعا به شما می‌گوید، حساب و کتاب و ریاضیات.

در ابتدای راه‌اندازی کسب‌وکار، به شکل یک سرگرمی به آن نگاه می‌کردم و به همین دلیل توجه کافی به ریاضیات و حساب و کتاب در کسب‌وکارم نداشتم.

نتیجه این شد که من بازار خوب و دست نخورده‌ای را پیدا کرده بودم که مشتریان زیادی وجود داشت ولی کالای مورد نظر به اندازه کافی سودآور نبود که بتواند کسب‌وکار را بگرداند.

در واقع کالایی که من می‌فروختم خیلی ارزان بود و باید به تعداد خیلی بالایی از آن فروخته می‌شد تا به سودآوری برسم، از طرفی بازار من یک بازار نیچ و کوچک بود، در نتیجه متوجه شدم که از همان ابتدا باید این حساب و کتاب را انجام می‌دادم.

از همان ابتدا می‌توانستم با یک فرمول ساده، سودی که می‌توانم از این کسب‌وکار به دست آورم را محاسبه کنم. به فرمول زیر دقت کنید.

سود = میزان درخواست محصول*(هزینه محصول –  قیمت فروش محصول)

با این فرمول مشخص می‌شود که کسب‌وکار شما می‌تواند سود ده باشد یا خیر. در مورد کسب‌وکار من، هم میزان درخواست به دلیل انتخاب بازار کوچک کم بود و هم سود حاصل از محصول به شدت پایین بود.

به عنوان مثال تصور کنید که هدف شما فروش قاب عکس به صورت اینترنتی است. بررسی می‌کنید و مشخص می‌شود که ماهانه ۵۰۰۰نفر به صورت حدودی در مورد خرید قاب عکس جستجو می‌کنند.

فرض کنیم که شما بتوانید نیمی از این تعداد را به وب‌سایت خود هدایت کنید، یعنی ماهانه ۲۵۰۰نفر که به خرید قاب عکس تمایل دارند را به وبسایت خود هدایت می‌کنید.

با نرخ تبدیل ۱ تا ۲درصد، یعنی ماهانه بین ۲۵ تا ۵۰ نفر از شما خرید خواهند کرد، یعنی ماهانه بین ۲۵ تا ۵۰ سفارش در وب‌سایت شما ثبت می‌شود.

اگر قیمت متوسط قاب عکس‌های شما ۸۰،۰۰۰تومان باشد، یعنی ماهانه حدود ۲ تا ۴ میلیون تومان فروش اتفاق خواهد افتاد.

اگر حاشیه سود را ۳۰درصد در نظر بگیرم یعنی ۳۰درصد قیمت یک قاب عکس، سود شما باشد، یعنی سود ماهانه شما از فروش قاب عکس چیزی حدود ۶۰۰،۰۰۰  تا ۱،۲۰۰،۰۰۰ تومان خواهد بود.

شما باید چنین محاسبه حدودی را برای کسب‌وکار خودتان داشته باشید. البته قاب عکس یک مثال بود و آمار آن به صورت حدودی گفته شد. اگرنه ممکن است حاشیه سود فروش بالاتر باشد، میزان سرچ در ماه بالاتر باشد، شیوه‌های دیگر جذب ترافیک و البته هزینه‌های آن مطرح باشد و  . . . .

اما چنین محاسبه‌ای به شما کمک می‌کند که کمی دید خود را نسبت به میزان درآمد کسب‌وکار بازتر کنید.

 

اشتباه دوم : هیچ خلعی از بازار را کشف نکردم

در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی باید به خلع بازار توجه داشت. اشتباهی که در یکی از فروشگاه‌های اینترنتی مرتکب شدم این بود که به از سیستم دراپ شیپینگ استفاده کردم. یعنی تلاش می‌کردم کالاهای پرطرفدار را بفروشیم که توسط شرکتی دیگر تهیه می‌شد.

در سیستم دراپ شیپینگ افراد می‌توانند عضو سیستم شوند و محصولات ارایه شده در آنجا را به فروش برسانند، در واقع غیر از من تعداد خیلی زیادی از فروشگاه‌هایی اینترنتی دقیقا محصول من را می‌فروختند زیرا آنها هم مانند من در این سیستم عضو بودند.

این شباهت بیش از حد در محصولات باعث شدکه نتوانم ارزش خاصی به مشتریانم ارایه دهم، البته من تلاش می‌کردم در شیوه ارسال و خدمات دهی متفاوت باشم، اما محصولاتم اصلا خوب نبودند و علاوه بر کیفیت پایین توسط همه به فروش می‌رسیدند.

اما در دومین فروشگاه اینترنتی‌ام به شکل بهتری عمل کردم، من خلع بازار را کشف کردم، البته نه خلع در محصولات، بلکه خلع در اطلاعات را کشف کردم.

محصولاتی را پیدا کردم که تقاضای خوبی برای آنها وجود داشت و البته مردم به دنبال اطلاعات خوب در مورد آن محصولات بودند، همین باعث شد که بتوانم با ارایه اطلاعات خوب و جامع به کاربرانم ماهانه تا ۱۵هزار نفر را از طریق موتورهای جستجو به وب‌سایتم بکشانم تا از اطلاعاتی که در مورد محصولات ارایه می‌دادم استفاده کنند و البته خرید هم انجام دهند.

خلع بازار همیشه خلع محصول نیست، گاهی خلع اطلاعات در مورد محصول است، گاه خلع خدمات در مورد محصول است و گاه خلع در شیوه فروش محصول است.

 

اشتباه سوم : در محصولات مختلف غرق شدم

در یکی از فروشگاه‌های اینترنتی‌ام به فروش کیف‌هایی می‌پرداختم که از مواد تجزیه پذیر ساخته می‌شدند. پس از مدتی متوجه شدم که کیف‌ها فروش خیلی خوبی ندارند و به همین دلیل با تامین کننده‌ام صحبت کردم و محصولات مختلف دیگری را به سایت اضافه کردم.

پس از مدتی فروشگاه اینترنتی‌ام تبدیل شده بود به جایی که پر از محصولات غیر مرتبط با یکدیگر بود. شاید از نظر مالی آسیبی به فروشگاه وارد نشده بود ولی فروشگاه کاملا از مسیر خود خارج شده بود، مثل یک نانوایی که فروش آردش از فروش نانش بیشتر شود، شاید از نظر مالی بتواند به کار خود ادامه دهد، اما دیگر یک نانوایی نیست، بلکه یک آردفروشی است.

در واقع آسیب وارد شد از نظر برندینگ بود، فروشگاهم دیگر هویت خاصی نداشت و مسیرش مشخص نبود و این به شدت جلوی رشد فروشگاه را می‌گرفت. آسیب‌های برندینگ به مراتب سنگین‌تر از آسیب‌های مالی موقت هستند.

 

اشتباه چهارم : برنامه‌ای برای تولید محتوا نداشتم

یکی دیگر از اشتباهاتم در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی عدم توجه به محتوا بود. هیچ برنامه خاصی برای تولید محتوا نداشتم و به همین دلیل جذب ترافیک از گوگل و شبکه‌های اجتماعی برایم بسیار سخت بود، به خصوص که محصول سایتم کیف‌های بازیافتی بودند.

در واقع مشکلم اینجا بود که نمی‌دانستم از محصولاتم که کیف‌های بازیافتی بودند چه مطلبی بنویسم، اصلا کسی دلش می‌خواهد در مورد کیف‌های بازیافتی مطالعه کند؟

نکته همینجا بود، که نباید تولید محتوا و بازاریابی محتوا را صرفا با توجه محصولاتم انجام می‌دادم، بلکه باید به مخاطبانم توجه می‌کردم و حول مخاطبانم محتوا تولید می‌کردم.

به کیف‌های بازیافتی برگردیم، چه کسانی از کیف‌های بازیافتی استفاده می‌کنند؟ احتمالا کسانی که به محیط زیست اهمیت می‌دهند، درسته؟ این افراد احتمالا به غذای سالم، ورزش کردن، یوگا،حفظ محیط زیست، حیوانات و . . . اهمیت می‌دهند.

همانطور که دیدید با محوریت قرار دادن مخاطبان به جای محصول، به موضوعات خیلی زیادی می‌رسید که می‌توانید از آنها مطلب مفید بنویسید.

فقط مراقب باشید که بیش از اندازه نامرتب ننویسید، مثلا مخاطبان شما ممکن است مطالب طنز هم مطالعه کنند، اما شما نباید تا این حد نا مرتبط با سایتتان مطلب بنویسید.

اما نوشتن در مورد محیط زیست، غذای سالم، ورزش و . . . لطمه‌ای به اعتبار سایت شما نمی‌زنند و به عنوان مطالب مفید می‌توانند در بخش وبلاگ فروشگاه اینترنتی جای گیرند.

 

اشتباه پنجم : محصول رایگان ارسال می‌کردم

برخی از کسب‌وکارها به خوبی از استراتژی محصول نمونه یا محصول رایگان استفاده می‌کنند. در واقع یکبار به صورت رایگان محصول را در اختیار مشتری قرار می‌دهد تا مشتری به محصول آنها علاقه‌مند شود و در دراز مدت برای آنها سودآوری داشته باشد.

من هم از این استراتژی استفاده کردم، ولی اشتباه می‌کردم، تقریبا به ازای هر ۳۰۰محصول رایگانی که ارسال می‌کردم، تنها یک نفر از آنها برای خرید به سایت مراجعه می‌کرد و این آمار نا امید کننده بود.

نکته اینجاست که این استراتژی اولا برای جا انداختن محصول در بازار مناسب است و برای هرکسب‌وکار و محصولی قابل اجرا نیست. دوما برای محصولاتی مناسب است که به صورت دوره‌ای مورد نیاز مخاطب قرار می‌گیرند مثل محصولات خوراکی، محصولات آرایشی و بهداشتی و محصولاتی به این شکل که کاربر در صورت رضایت حتما به استفاده مجدد فکر خواهد کرد.

اما برای محصولاتی مانند لباس، کیف و . . . خیلی سخت قابل اجرا هستند.

درسی که از این اشتباه پرهزینه آموختم این بود که این تکنیک برای من فروش و سود ایجاد نمی‌کند و تنها به برندینگ کسب‌وکارم می‌تواند کمک بکند که برندینگ هم برنامه جدای خود را دارد.

 

اشتباه ششم : برنامه بازاریابی درستی نداشتم

“نداشته برنامه، بهترین برنامه ریزی برای شکست است”.

در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی وقتی مخاطبان خود را بشناسید و بدانید که این مخاطبان کجا هستند، طراحی برنامه بازاریابی کار راحتی خواهد بود.

اما از آنجایی که من نه مخاطبانم را به درستی می‌شناختم و نه می‌دانستم که کجا هستند، برنامه آشفته‌ای برای بازاریابی داشتم و هر روز کاری متفاوت برای بازاریابی انجام می‌دادم. هیچ ایده خاصی برای رسیدن به مخاطبان هدفم و جذب آنها به سایت نداشتم.

یک فروشگاه اینترنتی به شکل‌های مختلفی می‌تواند به مخاطبان هدفش را به سایت هدایت کند. از طریق شبکه‌های اجتماعی، از طریق ترافیک طبیعی گوگل، از طریق تبلیغات گوگل، از طریق تبلیغات بنری و شیوه‌های مختلف دیگری که در جذب ترافیک موثر هستند.

اما در هر کسب‌وکاری یک یا چند روش کارآمدتر هستند، مثلا برخی از ترافیک طبیعی گوگل نتیجه خوبی می‌گیرند، برخی تبلیغات بنری را موثرترین روش می‌دانند، شما نیز باید بهترین روش‌ را برای کسب‌وکار خود پیدا کنید و بیشترین هزینه و انرژی را روی آن قرار دهید.

دقت داشته باشید که در فروشگاه اینترنتی همیشه بخشی از تلاش شما باید افزایش سودآوری از مشتریان فعلی باشد. مطلب زیر را مطالعه کنید.

 

توصیه من به کارآفرینان در راه‌اندازی کسب‌وکار اینترنتی (فروشگاه اینترنتی)

  • بازار خود را بررسی کنید. آیا درخواست کافی برای محصولتان وجود دارد؟
  • با فرمولی که گفتم، میزان حدودی سود کسب‌وکارتان را مشخص کنید و با انتظارات واقعی کارتان را آغاز کنید.
  • مخاطبان شما چه افرادی هستند؟ با محصول خود چه مشکلی را از چه کسانی حل می‌کنید؟
  • خلع بازار را پیدا کنید: آیا ارزشی هست که بتوانید به فروشگاه خود اضافه کنید؟ یا شما هم مانند دیگر فروشگاه‌ها یک فروشگاه تکراری هستید؟
  • برای بازاریابی برنامه کاملی داشته باشید.
  • فروشگاهتان را درست طراحی کنید، فروشگاه با رابط کاربری نامناسب ترافیک شما را هدر می‌دهد.
  • وقتی به فروش رسیدید و تعدادی مشتری اولیه پیدا کردید، بخشی از انرژی خود را به تشویق مشتریان فعلی برای خرید مجدد صرف کنید.

 

به امید موفقیت برای همه شما عزیزان.

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

[mailpoet_form id="1"]

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. هادی
    ۳:۱۹ ۱۳۹۷/۰۵/۲۲

    عالی بود.